ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

94

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

جبير نيز از آنان بود ، از آن محروم كرده بود . أبو بكر نيز درآمد فىء « 1 » را به شيوهء پيامبر تقسيم مىكرد با اين تفاوت كه به خويشاوندان پيامبر سهمى نمىداد . امّا عمر و جانشينان او سهمى به خويشاوندان پيامبر اختصاص دادند . « 2 » ظاهرا منظور جبير بن مطعم در اينجا رجحانى است كه به بنى هاشم در دريافت حقوق ديوانى داده شده بود . عمر بسيارى از زمينهايى را كه در زمان او به صورت فىء ، كه اينك به معناى اموال عمومى بود ، به تصرف درآمده بود آباد كرد و درآمدهاى آنها را صرف پرداخت حقوق و مواجب سربازان مسلمان مىكرد . از آنجا كه اسامى بنى هاشم در ابتداى ديوان جاى داشت به نظر مىرسيد كه آنان به سبب خويشاوندى پيامبر در جايگاه مناسب خويش قرار گرفته‌اند و سهم خاصى از فىء دارند . امّا در واقع فقط همسران محمد صلّى اللّه عليه و آله عبّاس ، دو نوادهء پيامبر و اسامه پسر زيد بن حارثه ، فرزندخوانده پيامبر « 3 » صلّى اللّه عليه و آله سهمى بيش از ديگران مىگرفتند . بدين ترتيب ، حقوق فىء به جبران از دست دادن حق وراثت به آنان پرداخت مىشد . على عليه السّلام كه وارث درجه يك شمرده نمىشد ، فقط همچون سربازان بدر حقوق مىگرفت و بىترديد با ساير افراد بنى هاشم و بنى عبد المطلب نيز به همين سان رفتار مىشد . هر چند طرفداران خلافت بدين ترتيب ، چنان كه در روايت جبير بن مطعم ديده مىشود ، احساس مىكردند كه خويشاوندان پيامبر تا اندازه‌اى به حقى كه از فىء در قرآن براى آنان در نظر گرفته شده بوده رسيده‌اند ، بيشتر اين خويشاوندان خود را از امتيازاتى كه در زمان محمد صلّى اللّه عليه و آله داشتند محروم مىديدند . و امّا دربارهء خمس غنايم منقول جنگى ، عبد اللّه بن عبّاس روايت مىكند كه سهم خويشاوندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پس از مرگ او به آنان پرداخت نمىشد . سپس عمر به بنى هاشم پيشنهاد كرد كه مخارج عروسى ، قروض و خرج بندگان آنها را از اين خمس بپردازد . امّا بنى هاشم اين پيشنهاد را نپذيرفتند مگر آن‌كه كل مبلغ سهمشان به آنان بازگردانده شود ، كه خليفه با اين خواسته موافقت نكرد . ابن عبّاس در پاسخ به نامه رهبر خوارج ، نجدة بن عامر ، جاى ترديدى باقى نگذاشت كه او هنوز هم خمس غنايم را حق بنى هاشم

--> ( 1 ) در اين روايت كلمهء خمس به كار رفته امّا از بافت متن برمىآيد كه منظور درآمد فىء خيبر است . ( 2 ) ابو داوود ، سنن ( قاهره ، 1292 / [ 1875 ] ، ج 19 ، ص 20 ؛ مقريزى ، النّزاع و التخاصم فيما بين بنى اميّة و بنى هاشم ، به اهتمام فوس . ( 3 ) ر . ك : ابو يوسف ، كتاب الخراج ( قاهره ، 1352 [ 1933 ] ، ص 25 .